فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 314
دوش بيماري چشم تو ببرد از دستم ، ليکن از لطف لبت صورت جان مي بستم عشق من با خط مشکين تو امروزي نيست ، ديرگاه است کز اين جام هلالي مستم از ثبات خودم اين نکته خوش آمد که به جور ، در سر کوي تو از پاي طلب ننشستم عافيت چشم مدار از من ميخانه نشين ، که دم از خدمت رندان زده ام تا هستم در ره عشق از آن سوي فنا صد خطر است ، تا نگويي که چو عمرم به سر آمد رستم بعد از اينم چه غم از تير کج انداز حسود ، چون به محبوب کمان ابروي خود پيوستم بوسه بر درج عقيق تو حلال است مرا ، که به افسوس و جفا مهر وفا نشکستم صنمي لشکريم غارت دل کرد و برفت ، آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم
رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود
،
کرد غمخواري شمشاد بلندت پستم
تعبیر:
ثابت قدم و با اراده ای محکم راه خود را ادامه بده تا به مقصود برسی. از طعنه ی دشمنان بیمی به دل راه نده. از مشکلات راه نا امید نشو زیرا رسیدن به هدف فداکاری و تلاش می خواهد. از دوستان خود کمک بگیر.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 188
مرا به رندي و عشق آن فضول عيب کند ، که اعتراض بر اسرار علم غيب کند کمال سر محبت ببين نه نقص گناه ، که هر که بي هنر افتد نظر به عيب کند ز عطر حور بهشت آن نفس برآيد بوي ، که خاک ميکده ما عبير جيب کند چنان زند ره اسلام غمزه ساقي ، که اجتناب ز صهبا مگر صهيب کند کليد گنج سعادت قبول اهل دل است ، مباد آن که در اين نکته شک و ريب کند شبان وادي ايمن گهي رسد به مراد ، که چند سال به جان خدمت شعيب کند
ز ديده خون بچکاند فسانه حافظ
،
چو ياد وقت زمان شباب و شيب کند
تعبیر:
تا زمانی که اراده ی خود را محکم نکنی به مقصود نخواهی رسید. امید به خداوند تو را یاری خواهد کرد. شک و تردید را از دل خود بیرون کن. هرچه پیش آید خیر تو در آن است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 138
ياد باد آن که ز ما وقت سفر ياد نکرد ، به وداعي دل غمديده ما شاد نکرد آن جوان بخت که مي زد رقم خير و قبول ، بنده پير ندانم ز چه آزاد نکرد کاغذين جامه به خوناب بشويم که فلک ، رهنمونيم به پاي علم داد نکرد دل به اميد صدايي که مگر در تو رسد ، ناله ها کرد در اين کوه که فرهاد نکرد سايه تا بازگرفتي ز چمن مرغ سحر ، آشيان در شکن طره شمشاد نکرد شايد ار پيک صبا از تو بياموزد کار ، زان که چالاکتر از اين حرکت باد نکرد کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد ، هر که اقرار بدين حسن خداداد نکرد مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق ، که بدين راه بشد يار و ز ما ياد نکرد
غزليات عراقيست سرود حافظ
،
که شنيد اين ره دلسوز که فرياد نکرد
تعبیر:
احساس می کنی از هدف و مقصود خود دور شده ای و یا عزیزی نسبت به تو کم توجهی می کند. انتظار و امیدواری، مقصود تو را حاصل می کند. نگرانی را از خود دور کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 47
به کوي ميکده هر سالکي که ره دانست ، دري دگر زدن انديشه تبه دانست زمانه افسر رندي نداد جز به کسي ، که سرفرازي عالم در اين کله دانست بر آستانه ميخانه هر که يافت رهي ، ز فيض جام مي اسرار خانقه دانست هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند ، رموز جام جم از نقش خاک ره دانست وراي طاعت ديوانگان ز ما مطلب ، که شيخ مذهب ما عاقلي گنه دانست دلم ز نرگس ساقي امان نخواست به جان ، چرا که شيوه آن ترک دل سيه دانست ز جور کوکب طالع سحرگهان چشمم ، چنان گريست که ناهيد ديد و مه دانست حديث حافظ و ساغر که مي زند پنهان ، چه جاي محتسب و شحنه پادشه دانست
بلندمرتبه شاهي که نه رواق سپهر
،
نمونه اي ز خم طاق بارگه دانست
تعبیر:
زمانی پیروز و سرافراز خواهی شد که با سعی و تلاش و امید به خدا اقدام کنی. هر شکست مقدمه ی پیروزی است و تجربه های دیگران می تواند راهنمای تو باشد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 37
بيا که قصر امل سخت سست بنيادست ، بيار باده که بنياد عمر بر بادست غلام همت آنم که زير چرخ کبود ، ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادست چه گويمت که به ميخانه دوش مست و خراب ، سروش عالم غيبم چه مژده ها دادست که اي بلندنظر شاهباز سدره نشين ، نشيمن تو نه اين کنج محنت آبادست تو را ز کنگره عرش مي زنند صفير ، ندانمت که در اين دامگه چه افتادست نصيحتي کنمت ياد گير و در عمل آر ، که اين حديث ز پير طريقتم يادست غم جهان مخور و پند من مبر از ياد ، که اين لطيفه عشقم ز ره روي يادست رضا به داده بده وز جبين گره بگشاي ، که بر من و تو در اختيار نگشادست مجو درستي عهد از جهان سست نهاد ، که اين عجوز عروس هزاردامادست نشان عهد و وفا نيست در تبسم گل ، بنال بلبل بي دل که جاي فريادست
حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ
،
قبول خاطر و لطف سخن خدادادست
تعبیر:
آرزوهای دست نیافتنی و دور و دراز تو را دچار دردسر خواهد کرد. انسانی آزاد و رها باش و خود را از قید تعلقات دنیوی رها کن زیرا نعمت و شادی دنیا زودگذر است و همیشگی نیست. در زندگی میانه رو و قانع باش تا از آن لذت ببری.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 12
اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما ، آب روي خوبي از چاه زنخدان شما عزم ديدار تو دارد جان بر لب آمده ، بازگردد يا برآيد چيست فرمان شما کس به دور نرگست طرفي نبست از عافيت ، به که نفروشند مستوري به مستان شما بخت خواب آلود ما بيدار خواهد شد مگر ، زان که زد بر ديده آبي روي رخشان شما با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته اي ، بو که بويي بشنويم از خاک بستان شما عمرتان باد و مراد اي ساقيان بزم جم ، گر چه جام ما نشد پرمي به دوران شما دل خرابي مي کند دلدار را آگه کنيد ، زينهار اي دوستان جان من و جان شما کي دهد دست اين غرض يا رب که همدستان شوند ، خاطر مجموع ما زلف پريشان شما دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذري ، کاندر اين ره کشته بسيارند قربان شما اي صبا با ساکنان شهر يزد از ما بگو ، کاي سر حق ناشناسان گوي چوگان شما گر چه دوريم از بساط قرب همت دور نيست ، بنده شاه شماييم و ثناخوان شما اي شهنشاه بلنداختر خدا را همتي ، تا ببوسم همچو اختر خاک ايوان شما
مي کند حافظ دعايي بشنو آميني بگو
،
روزي ما باد لعل شکرافشان شما
تعبیر:
بخت و اقبال بیدار شده است. خشونت و غضب را از خودتان دور کنید. عده ای به شما کمک می کنند دست آنها را پس نزنید. عاقبت خودتان را به زر نفروشید. ناامیدی باعث پریشانی تان شده است. این گوی و این میدان همت طلب کنید تا خداوند نیز شما را یاری فرماید.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 127
روشني طلعت تو ماه ندارد ، پيش تو گل رونق گياه ندارد گوشه ابروي توست منزل جانم ، خوشتر از اين گوشه پادشاه ندارد تا چه کند با رخ تو دود دل من ، آينه داني که تاب آه ندارد شوخي نرگس نگر که پيش تو بشکفت ، چشم دريده ادب نگاه ندارد ديدم و آن چشم دل سيه که تو داري ، جانب هيچ آشنا نگاه ندارد رطل گرانم ده اي مريد خرابات ، شادي شيخي که خانقاه ندارد خون خور و خامش نشين که آن دل نازک ، طاقت فرياد دادخواه ندارد گو برو و آستين به خون جگر شوي ، هر که در اين آستانه راه ندارد ني من تنها کشم تطاول زلفت ، کيست که او داغ آن سياه ندارد
حافظ اگر سجده تو کرد مکن عيب
،
کافر عشق اي صنم گناه ندارد
تعبیر:
زندگی خوب و سعادتمندی در پیش داری. مغرور و متکبر نباش و با دوستان و اطرافیان با مهربانی رفتار کن. در زمان بی نیازی و توانایی، نیازمندان و کسانی را که به کمک تو امید دارند فراموش نکن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 74
حاصل کارگه کون و مکان اين همه نيست ، باده پيش آر که اسباب جهان اين همه نيست از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است ، غرض اين است وگرنه دل و جان اين همه نيست منت سدره و طوبي ز پي سايه مکش ، که چو خوش بنگري اي سرو روان اين همه نيست دولت آن است که بي خون دل آيد به کنار ، ور نه با سعي و عمل باغ جنان اين همه نيست پنج روزي که در اين مرحله مهلت داري ، خوش بياساي زماني که زمان اين همه نيست بر لب بحر فنا منتظريم اي ساقي ، فرصتي دان که ز لب تا به دهان اين همه نيست زاهد ايمن مشو از بازي غيرت زنهار ، که ره از صومعه تا دير مغان اين همه نيست دردمندي من سوخته زار و نزار ، ظاهرا حاجت تقرير و بيان اين همه نيست
نام حافظ رقم نيک پذيرفت ولي
،
پيش رندان رقم سود و زيان اين همه نيست
تعبیر:
این زندگی چند روزه ارزش رنج کشیدن و خون دل خوردن را ندارد. به آنچه داری قانع باش و عمر عزیز را در راه رسیدن به آرزوهای دست نیافتنی تلف نکن. عزت نفس خود را از دست نده و منت نامردان را نکش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 222
از سر کوي تو هر کو به ملالت برود ، نرود کارش و آخر به خجالت برود کارواني که بود بدرقه اش حفظ خدا ، به تجمل بنشيند به جلالت برود سالک از نور هدايت ببرد راه به دوست ، که به جايي نرسد گر به ضلالت برود کام خود آخر عمر از مي و معشوق بگير ، حيف اوقات که يک سر به بطالت برود اي دليل دل گمگشته خدا را مددي ، که غريب ار نبرد ره به دلالت ببرد حکم مستوري و مستي همه بر خاتم تست ، کس ندانست که آخر به چه حالت برود
حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامي
،
بو که از لوح دلت نقش جهالت برود
تعبیر:
برای رسیدن به مقصود باید رنج و زحمت کشید. با سهل انگاری و دست روی دست گذاشتن هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود. با امید به خدا و مشورت با دوستان و کمک بزرگان به هدف خواهی رسید. نا امید نباش.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 158
من و انکار شراب اين چه حکايت باشد ، غالبا اين قدرم عقل و کفايت باشد تا به غايت ره ميخانه نمي دانستم ، ور نه مستوري ما تا به چه غايت باشد زاهد و عجب و نماز و من و مستي و نياز ، تا تو را خود ز ميان با که عنايت باشد زاهد ار راه به رندي نبرد معذور است ، عشق کاريست که موقوف هدايت باشد من که شب ها ره تقوا زده ام با دف و چنگ ، اين زمان سر به ره آرم چه حکايت باشد بنده پير مغانم که ز جهلم برهاند ، پير ما هر چه کند عين عنايت باشد
دوش از اين غصه نخفتم که رفيقي مي گفت
،
حافظ ار مست بود جاي شکايت باشد
تعبیر:
حتماً از راهنمایی و مشورت دیگران استفاده کن زیرا در این کاری که در پیش گرفته ای به تجربه ی دیگران نیاز داری. کبر و غرور را رها کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 313
بازآي ساقيا که هواخواه خدمتم ، مشتاق بندگي و دعاگوي دولتم زان جا که فيض جام سعادت فروغ توست ، بيرون شدي نماي ز ظلمات حيرتم هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت ، تا آشناي عشق شدم ز اهل رحمتم عيبم مکن به رندي و بدنامي اي حکيم ، کاين بود سرنوشت ز ديوان قسمتم مي خور که عاشقي نه به کسب است و اختيار ، اين موهبت رسيد ز ميراث فطرتم من کز وطن سفر نگزيدم به عمر خويش ، در عشق ديدن تو هواخواه غربتم دريا و کوه در ره و من خسته و ضعيف ، اي خضر پي خجسته مدد کن به همتم دورم به صورت از در دولتسراي تو ، ليکن به جان و دل ز مقيمان حضرتم
حافظ به پيش چشم تو خواهد سپرد جان
،
در اين خيالم ار بدهد عمر مهلتم
تعبیر:
در انتظار به سر می بری و از دوست و محبوب خود جدا شده و دور مانده ای. با سعی و تلاش و دعا به درگاه خداوند به مقصود خود می رسی. هرچند که ممکن است این کار دیر انجام گیرد، اما نا امید و مأیوس نباش. آنچه خداوند بخواهد همان می شود. راه های مختلف را آزمایش کن تا به نتیجه برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 427
چراغ روي تو را شمع گشت پروانه ، مرا ز حال تو با حال خويش پروا نه خرد که قيد مجانين عشق مي فرمود ، به بوي سنبل زلف تو گشت ديوانه به بوي زلف تو گر جان به باد رفت چه شد ، هزار جان گرامي فداي جانانه من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش ، نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه چه نقشه ها که برانگيختيم و سود نداشت ، فسون ما بر او گشته است افسانه بر آتش رخ زيباي او به جاي سپند ، به غير خال سياهش که ديد به دانه به مژده جان به صبا داد شمع در نفسي ، ز شمع روي تواش چون رسيد پروانه مرا به دور لب دوست هست پيماني ، که بر زبان نبرم جز حديث پيمانه
حديث مدرسه و خانقه مگوي که باز
،
فتاد در سر حافظ هواي ميخانه
تعبیر:
به آرزو و مراد خود نرسیده ای. نا امید و مأیوس نباش. در زندگی، آنچه که پیش آید خیر است. بهتر است به آینده فکر کنی و آن را بیهوده و رایگان از کف ندهی. سعادت و نیکبختی در سایه ی تلاش و کوشش و تعقل است.